تبليغاتX
let's go beyond

اییان* اییان وسط** مااااااااااااااااااست.

*: منظور خواننده "ایران" بود.

**: به عنوان رهبر ارکستر این خواننده معتقدم "وسط" از "وطن" در این شعر، مفهوم تر است، لذا تلاشی برای جایگزینی این دو واژه با یکدیگر نخواهم کرد!


 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 21:2  توسط مرضیه  | 

در رو که باز می کنم انرژی مثبت میاد جلوم و با هیجان همیشگی اش قبل از سلام علیک همیشه می گه:

"ملضی!خدا آمده خانَمون..."(این فسقلی کلاً ادبیاتش بیسته.)

نگاش می کنم و با تعجب می گم: "چی گفتی؟ کی اومده؟"

وقتش رو به بحث با من تلف نمی کنه و دستم را می گیره و می کشه و می گه:"بیا خدا رو ببین."

لحظه ی بعد تازه دو زاری ام می افته که راست راستی خدا* آمده.

*در ادبیات خواهرزاده ی محترم کلیه ی ه و ح ها به خ تبدیل می شود مانند ناخار(ناهار)، مخمد(محمد)،زَخا(زهرا)  و در این جا خدا(هدا که البته ما می نویسیم هدی).

توضیح: بنا بر یک قانون نانوشته، هر چی بچه تو فامیل و دوستان قدم به عرصه ی گیتی می گذاره من می شم خاله مرضیه ی اون فسقلی. هر کدوم از این فسقلی ها یک اسم مستعار پیش من دارند. موتوپوکو هم یکی از این خواهرزاده های سببی است که بعد از این جریان اسم مستعارش به خدا تغییر نام یافت.

از خاطرات سفر به اصفهان. شهریور 86

 

 

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 14:46  توسط مرضیه  | 

babaeebox_mohammad

 

smilebox_zahra

 

BDcard_ boghzale

 

kamangir!

 

BD card_lovley zahra

 

painting_fatemeh

 

marziehmahi_faeze

 

بعد از تحریر:

به خاطر یادآوری نکته ای که در آپ لود کردن عکس ها فراموش کرده بودم ممنونم. برای من سپاسگذاری از تمام کسانی که به نوعی چیزی به من آموخته اند در همۀ زمان ها "مهم است".

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 21:21  توسط مرضیه  | 

این انرژی مثبت من –که خدا حفظش کند- واقعاً انرژی مثبت است!

با وجودی که در زمان حضورش فقط باید دربست در خدمتش باشم و مرتب جواب :" این چیه؟" را باید بدهم و وقتی گفت :"ملضی! بدو! اینو دیدی؟" باید ببینم و نظر خودم را در مورد آن چیز دیدنی(که اصولاً دیدنی هم هست!)بدهم، اما انرژی مثبت ای که دریافت می کنم آن قدر هست که همیشه من در این معامله برنده می شوم.

 و اما آخرین سورپریزش امشب بود که شازده کوچولو برایمان عمو زنجیر باف را خواند و باز هم بر شهرت من در بین ملت افزود!:

 

"عمو زنجیـــــــل باف؟ بـــــــــــــــله!

زجیله منو بافدی؟ بــــــــــــــــــــــله!

پست کـــو اندااااخدی؟بـــــــــــــــــــله!

بابا اومده. چی چی آولده؟ کیسمیس.

با صدای چی؟

با صدای ملضی!!!!:

حالا حالا،حالا حالا..."

 

(فسقلی ِ ملضی دمت گرم! )

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 23:49  توسط مرضیه  | 

نگاهت همیشه برام سرشار از زندگیست...

توی چشمهای معصومت می شه گم شد و برای لحظه ای کوتاه در زمان حال غرق ...

 

 

 

راستی عزیز ِ دل ِ خاله! تو می دونی بزرگ شدن ،یعنی چی؟!!

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 23:44  توسط مرضیه  |