تبليغاتX
let's go beyond

 

کمی پیش از این, زمان ِ مدرسه, کنار جمله ها و روابط ِجالب ِ توی کتاب هام  می نوشتم:

"VVI"  مخفف ِ "VERY VERY IMPORTANT" !

 

خیلی از اون "VVI" ها مطالبی بودند که کاملاً درکشون نمی کردم یا به آن ها عمل نمی کردم...

اما هر چه بود مهم این بود که به VVI"" بودنشان "بــــــــاو ر"داشتم.

 

الآن هم یکی از "VVI" ترین ها را برای یادآوری(بهتره بگم یادگیری) می نویسم.مرتبه ی بزرگی ِ حقیقت ِ مطلب آن فراتر از کلمات ِ من است .پس باز هم از حافظ کمک می گیرم!:

 

"" تکیه بر تقوی و دانش درطریقت کافری ست

 

راهرو  گر صد هنر دارد ،" تـــــوکـل"  بـــایدش.""

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 14:26  توسط مرضیه  | 

 امتحان ها چند دسته اند:

یک سری امتحانهایی که از قبل نتیجه شان معلومه! یک سری آن هایی که بعد از بررسی ِ آثار نتیجه معلوم می شه. یک سری امتحان هایی که نتیجه از خود ِ امتحان مستقل است! (یعنی در یک فضا قرار ندارند!) .بگذریم...

 

  1. مهمانی های بزرگ مثل ِ عروسی  چند دسته اند:

یک سری مهمانی هایی که آدم در آن نقش ِ فعّال داره و نتیجه ی اون اثری در زندگی ِ اون آدم داره. یک سری که نه نقش ِ فعّالی توش داری نه اون اثری توی زندگیت. در  یک سری فرد نقش ِفعّال نداره (حتّی ممکنه در سیستم به چشم نیاد! ) امّا اون سیستم, اساسی توی زندگی ِ فرد ِ مذکور اثر می گذاره. گاهی که این اثر مستقیماً هم روی مخ ِ "آدم" عمل می کنه! بگذریم...

 

  1. روابط استاد و دانشجو چند نوع است:

یک سری استادها هستند که دانشجو را قبول ندارند , کاری هم به کارش ندارند. یک سری دانشجو را قبول دارند , شدیداً هم باهاش کار دارند.(البته در این مواقع بیشتر دانشجو شدیداً با استاد کار داره!) یک سری استادها هستند که دانشجو را قبول ندارند امّا سعی می کنند این موجود ِ کند را به تحرّک وادارند.و امــــّا دسته ای که دانشجو را در باطن قبول دارند اما چون معتقدند که نباید خیلی به این قشر ِ مدّعی دامنه ی حرکتی داد.(نکنه از حالتِ تعادل خارج بشه!)هم در ظاهر قبولش ندارند هم مرتّب این مطلب را اذعان می کنند و هم گاهی کارهایی می کنند که برخی دانشجوهای سست ایمان (!) به این فکر می افتند که نکنه این وسط نخود سیاه یا مشابه ِ آن حاصل بشه.

دیگه به نفع ِ همه است که بگذریم...

 

  1. فیزیک پیشه ها چند دسته اند:

   به صورت اصلی , شاید دو دسته:  فیزیک خوان ها  و فیزیک دان ها.

البته مجموعه ی قابل ِ شمارشی از مشتقات ِ این دو گروه موجودند.مثل فیزیک خوانهایی که تلاش برای ورود به دسته ی فیزیک دان ها را دارند و.. قبل از این که بگذریم برای تنوع هم که  شده یک عکس از مجموعه ی جالبی از این فیزیک پیشه های ساعی را می گذارم اینجا:

(البته قصد لینک دادن نبود ! عکس مستقیماْ نیومد!!)

 

 

این عکس(یعنی آن عکس!) از کنفرانس بهاره ی "مرکز پژوهش های دانش های بنیادی"یا به قولی IPM  اومده.

اگر من یا آدمهای جالب تری را در عکس شناسایی کردید و مایلید که بگذریم , حالا دیگه بگذریم...

 

  1. کتاب خوان ها چند دسته اند:

یک عدّه کتاب را از روی جلدش یا قیمتش یا عکس هاش می خرند.یک عدّه فقط کتاب را به این دلیل می خرند که بالاخره این یک قلم جنس را هم داشته باشند.ولی یک سری کتاب را نمی خرند اما توی غرفه ی کتاب های لاتین توی نمایشگاه ِ کتاب, قسمتهای جالب و قابل ِ فهم ِ چند تا کتاب را می خوانند , عکس های کتاب های دیگه را هم می بینند بعد توی انتشارات ِ هند طالع ِ خودشون را هم می خوانند و دست آخر پول هاشون را در راه کتابهای به معنای واقعی "غیر درسی" خرج می کنند!و...

تا رازهای زندگی این عدّه بر ملا نشده , بیایید بگذریم...

 

  1. نویسنده ها چند دسته اند:

ترجیحاً از همین جا بگذریم...

 

* : داده های تصادفی (اعم از کلیه ی داده های آماری مثل ارقام ِ بورس, ضربان های قلب یا دامنه ی لحظه ای ِ صوت )چند دسته اند:

یک دسته در اصطلاح ِ بزرگان(!)به نام ِ "white noise" (معادل فارسی اش: نوفه ی سفید) می باشد که شامل سیگنال هایی هستند که هیچ گونه رابطه یا به اصطلاح همبستگی بین ِ داده ها وجود نداشته باشد.(برای وضوح مطلب می تونید به خش خش ِ موج ِ رادیو , البته نه 100%, کمی تا نیمه ای "white noise" بگویید.). به عقیده ی بزرگان چنین سیگنال هایی حاوی ِ هیچ اطلاعات ِ مفیدی نیستند!!!

پس

      بگذریم. 

 


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 19:58  توسط مرضیه  | 

بیش از ۲ ساعت تایپ کردم و در هنگام ثبت مطلب همه پرید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

این هم درسی برای آنهایی که می خواهند خیلی خاص باشند و مثلاً بدون داشتن یک رونوشت همین جا مطلب می نویسندو کارهای مشابه آن!

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 0:28  توسط مرضیه  |