تبليغاتX
let's go beyond
آورده اند روزی کاتبی از سر مسئلت بزرگی را عرض کرد:

"یا شیخ! مرا نصیحتی فرمای. که بسیار در کار خویش فرو مانده ام و از شدّتِ کثرت ِفکرهای پریشان خواب و خوراک از من ربوده شده."

بزرگ جواب داد: " ای جوانِ پرشور! همانا که باید در راه طلب از پای ننشینی . لیکن این ره که تو

 می روی به ترکستان است! باید که بر اندیشه هایت مسلّط شوی و اندک اندک  شک و شبهه را به یقین مبدل سازی . چرا که هیچ درخت تنومندی یکباره به بار ننشسته است و هیچ طفلی یک شبه ره صد ساله را طی ننموده.

پس بر توست که از زیاده گویی و زیاده نویسی بپرهیزی و در انجام وظایف خویش بسیار کوشا باشی .

که بار وظیفه ی قلبی که به نور هدایت و سلاح علم رهنمون گشت بسیار سنگین خواهد بود و اتلاف وقت از جانب او نکوهیده تر است.

اما این را نیز بدان ! که مهار اندیشه های الوان کاری است صعب و گاه نیازمندِ ریاضت. و برای انسانهای زیاده گوی بسیار دشوارتر!!!

اما چون بر آن فائق آمدی خود بر منافع آن معترف خواهی شد."

پس کاتب بر آن شد که چند روزی در این وادی بکوشد. و بیشتر بشنود و کمتر بگوید و بنویسد. و به انجام وظایف خویش در قبال استاد و دیگر خلایق کمر همّت بربندد.

باشد که خدای تعالی بر او و تمام رهروان راه حق رحمت نماید و نور هدایت خویش را بر ایشان ارزانی کند. 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت 17:26  توسط مرضیه  |